تبليغاتX
شوق پرواز

شوق پرواز

...


                             بسم الله الرحمن الرحيم

  کبوتر

گفتند: "كلاغ" ، شادمان گفتم : "پر"

گفتند: "كبوترانمان" ، گفتم : "پر"

گفتند: "خودت" ، به اوج انديشيدم

در حسرت رنگ آسمان گفتم :"پر"

گفتند: "مگر پرنده اي؟"، خنديدم

گفتند: "تو باختي" و من رنجيدم

در بازي كودكان فريبم دادند

احساس بزرگ پر زدن را چيدم

آنروز به خاك آشنايم كردند

از نغمه ي پرواز جدايم كردند

آن باور آسماني از يادم رفت

در پهنه ي اين زمين رهايم كردند

حالا ، همه عزم پر گرفتن دارند

دستان مرا دوباره مي آزارند

همراه نگاه مات و بي باور من     

از روي زمين به آسمان مي بارند

گفتند:"پرنده" گريه ام را ديدند

ديوانه ي خاك بودم و فهميدند

گفتم كه :"نمي پرد" ، نگاهم كردند

بر بازي اشتباه من خنديدند

 

منبع: پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت10:45توسط شوق پرواز |