...
بسم الله الرحمن الرحيم

گفتند: "كلاغ" ، شادمان گفتم : "پر"
گفتند: "كبوترانمان" ، گفتم : "پر"
گفتند: "خودت" ، به اوج انديشيدم
در حسرت رنگ آسمان گفتم :"پر"
گفتند: "مگر پرنده اي؟"، خنديدم
گفتند: "تو باختي" و من رنجيدم
در بازي كودكان فريبم دادند
احساس بزرگ پر زدن را چيدم
آنروز به خاك آشنايم كردند
از نغمه ي پرواز جدايم كردند
آن باور آسماني از يادم رفت
در پهنه ي اين زمين رهايم كردند
حالا ، همه عزم پر گرفتن دارند
دستان مرا دوباره مي آزارند
همراه نگاه مات و بي باور من
از روي زمين به آسمان مي بارند
گفتند:"پرنده" گريه ام را ديدند
ديوانه ي خاك بودم و فهميدند
گفتم كه :"نمي پرد" ، نگاهم كردند
بر بازي اشتباه من خنديدند
منبع: پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
+نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت10:45توسط شوق پرواز |


