تبليغاتX
شوق پرواز

 

 

شوق پرواز
دلنوشته هایی برای آنان که شوق پریدن دارند

ماحصل وبگردی های من !!!

 

 

سلام

 

چند روز پیش داشتم توی دنیای وبلاگ ها گشت و گذاری می کردم که یکدفعه برخوردم به یکی دو تا وبلاگ که باعث شد این شکلی بشم :

تمام بدنم به لرزه افتاده بود از این همه توهین علنی !!!

توجهم جلب شد به قسمت نظرات ...خیلی عجیب بود ! برای یه پست با دو خط مطلب 80-90 نظر !!!!!!!!!!!

کنجکاو شدم ببینم چه نظراتی برای چنین مطالبی گذاشته شده .........چقدر متاسف شدم ، چقدر !

وب سایت برخی از نظرات رو باز کردم و......وای خدای من !
این چه دنیاییه که من واردش شدم ؟!!!!!

( جالب بود که بیشترشون جدید بودن، گاهی چند وبلاگ به نظر می رسید متعلق به یه فرد باشه و....)

چه باید بکنم ؟ گزارش تخلف بدم ؟...دردی رو دوا می کرد ؟ کسی اهمیتی می داد ؟ نظر بدم و جوابشون رو بدم ؟ ......نه هیچ کدوم راه مناسبی نبود !
تصمیم گرفتم دوباره بنویسم ...اینجا ! اما لینک بدم ؟....نه ! این هم راه صحیحی نبود !

پس با خودم گفتم فقط می نویسم ...حرف دلم رو می نویسم ...به هر حال نمی تونم ساکت بنشینم !

 

 

 

بله همون طور که گفتم  تازگی با یکسری وبلاگ هایی به صورت تصادفی آشنا شدم که خیلی راحت به خودشون اجازه میدن به انقلاب ، به اسلام ، به تشیع ، به ائمه .....و به خدا !!!!!!!!!!!!!! توهین کنن !

وبلاگ هایی با تفکرات انحرافی و...............

شاید این مسئله ، مسئله جدیدی نباشه ...همیشه بوده و هست ، هنوز هم عده ای با داشتن ادعای روشنفکری و...حقیقتا در عصر جاهلیت بسر می برن !

اجازه بدید چند مورد از این توهین ها رو بنویسم ....مثلا عناوینی مثل اینکه تصمیم گرفته ایم از امروز ما پروردگار شما بشویم بجای ....!!!! ، ذکر اسامی ائمه به حالت بسیار توهین آمیز ، نوشته های توهین آمیز درباره بهشت و اعتقادات شیعیان و اتهام شهوت طلبی و....، رد وجود خدا با دلایل بسیار ابتدایی و ابلهانه اما با ادعای روشنفکری ، توهین به واقعه عاشورا ، به تمسخر گرفتن واقعه غدیر خم و ...، توهین به امام زمان و منتظران حضرت و..........

اما از طرف چه کسانی ؟ و در داخل چه مملکتی و....؟!!!!!

خیلی برام ناراحت کننده بود که اینها می تونن اینقدر راحت بنویسن و بدتر از اون خیلی ها رو هم با خودشون همراه کنن ، بدون اینکه کسی بپرسه شما کی هستین ؟ وابسته به چه دسته و گروه و...؟

دلم گرفت که ای کاش به جای اینکه اینقدر درگیر بازی های سیاسی هستیم و احزاب و گروه های مختلف تنها در صدد هستن تا روزنامه و سایت های همدیگه رو توقیف و مسدود کنن و.....فقط به جرم داشتن اختلاف سلیقه و....کمی حواسمون به این جریانات بود !

بگذریم !

چیزی که شدیدا باعث ناراحتی من شد ، نظراتی بود که برای این مطالب نوشته شده بود !
می تونم این نظرات رو به 4 دسته تقسیم کنم :

 

1)      تعریف و تمجید : دمت گرم ! خیلی قشنگ بود !!! موافقم ! بذار هر کی هر چی می خواد بگه من قبولت دارم و...............(تعدادشون کم نبود !)

2)      جواب یه عده جوانهای شیعه مذهب که احیانا دلشون گرفته بود ، شاید سوخته بود !!...اما متوجه نشده بودن که روششون اشتباهه !!! با فحاشی به جایی نمیشه رسید ! ای کاش جواب نداده بودن و بی جهت آمار بازدید کننده و تعداد نظرات رو بالا نبرده بودن ...و ای کاش متوجه می شدن که فحاشی اونها می تونه سندی باشه برای حرف هایی بی اساس چنین افرادی در مورد شیعه و مسلمان و....که اینها فقط یه عده آدم متعصب بی منطق هستن و....! ای کاش !

3)      این دسته رو اصلا دلم نمی خواد راجع بهشون بنویسم !!!!!چرا ؟

یه دسته از افراد عادت دارن متنی رو می نویسن و برای تمام افرادی که به تازگی آپ کردن توی قسمت نظرات کپی می کنن !!! برای بالا بردن آمار بازدیدکنندگان وبلاگشون ....اما دوستان عزیز به چه قیمتی ؟!!!

یکی از این نظرات این بود :

(در ذیل پستی مملو از توهین به خدا و ائمه و.....نوشته بودن: )

احسنت به این ایده نو !!!! ممنون از مطالب آموزنده و مفیدتون !!!................ اگر دوست داشتید سری هم به ما بزنید ...آدرس ما :.......

و

4)      افرادی مثل من ، مثل شما که زندگیشون بی حضور خدا و بی محبت ائمه بی معناست .............

اینها سعی کرده بودن جواب بدن با آیات قرآن و...اما آیا جواب دادن به این افراد در وبلاگ خودشون اثری داره ؟ آیا حرف بر اینها اثر می کنه ؟!

 

پس باید چه کرد ؟

خیلی فکر کردم !

و به این نتایج رسیدم :

 

1) سعی کنیم خودمون رو بالا و بالاتر ببریم !...هر چه احساس کردیم داره تعدادمون کمتر میشه تلاشمون رو بیشتر بکنیم

تا حالا به این جمله در مورد شهید بهشتی فکر کردین : بهشتی خود یک ملت بود ! ..؟

 

2) خدا رو هزاران مرتبه شکر می کنم که تو این مدت و از طریق همین اینترنت خودمون !!! با جمعی آشنا شدم که همه شاید از خودم بیشتر دغدغه دین و...دارن ...ما هم می تونیم با هم، با قلممون ، با افزایش دانشمون ، با تبادل اطلاعات و ارائه کردن آنچه که می دونیم با چنین افکار و عقایدی مبارزه کنیم

و

3) خواهش می کنم اگر مطلب مفیدی رو در وبلاگی می خونیم ،با دقت بخونیم ، حتما نظر بدیم و اگر مطلبی بیش از آنچه که نوشته شده می دونیم یا مطلبی در همون راستا شنیدیم خوندیم و...بنویسیم و در اختیار دیگران قرار بدیم ...میشه قسمت نظرات هر وبلاگ خودش حاوی مطالب بسیار باارزشی باشه !....و میشه با استفاده از نظرات دوستان مطالب رو تنظیم کرد .......و نهایتا میشه با هم حرکت صعودی داشته باشیم

اول خودمون رو بسازیم که در مقابل سوال خدای تو کیست ؟ چرا او رو می پرستی ؟و......هزاران سوال مشابه ...چه این دنیا و چه در نهایت پس از مرگ در مقابل نکیر و منکر ! کم نیاریم !!!

و ثانیا سعی کنیم تا جایی که در توانمون هست به هر نحوی به امر به معروف و نهی از منکر بپردازیم !

از عاشورا گفتن ، شعر نوشتن و.....شاید به تنهایی دردی دوا نکنه ...باید عاشورایی عمل کرد !

 

 

 

الهی !

کیف انسیک ولم تزل ذاکری و کیف الهو عنک و انت مراقبی .......

 

چگونه تو را فراموش کنم در حالیکه همیشه مرا در نظر داری و چگونه از تو غافل گردم در حالیکه تو پیوسته مراقبم هستی؟...

 

به کرمت از تو می خواهم که برمن منت گذاری و از عطایت که چشمم را روشن کند کرم فرمایی ، از امیدی که به تو دارم دلم را مطمئن سازی و یقینی که رنج و مصائب دنیا را بر من آسان کند و از چشم بصیرتم پرده های جهل براندازد بر من عطا فرمایی *

 

آمین یا رب العالمین

 

  • مناجات الراجین ( دعای خمس عشر )

 

در پناه حق



پاسخ دوستان

هوالرحمن

سلام

 

تشکر می کنم از دوستانی که پست قبلی رو مطالعه کردن و همین طور از دوستانی که لطف کردن و نظرات خودشون رو  ارائه کردن

 

اما با توجه به صحبت برخی دوستان به نظرم اومد بهتره این پست رو هم در ادامه پست قبلی و به رفع اشکالات پیش آمده اختصاص بدم :

 

 

گمگشته :

دوست دارم بگم بعضی از اساتید اخلاق ما خودشان احتیاج به یادگیری مجدد اخلاق و مبانی انرا دارند مثل وفای به عهد .عدم استفاده ابزاری از افراد و....شاید بد نباشه بگم
اینه انروز که گیری به دست خود شکن انروز مشو خودپرست

 

دوست عزیز من درست متوجه نشدم که آیا صحبت شما کلیه یا اینکه...

به هر حال باید بگم بطور کل صحبتتون درسته و موافقم...بعضی ها همون طور که آخر مطلب قبلی هم گفته بودم  حتی حقیقتا می تونن گرگ در لباس میش باشن...فرقی هم نداره که ملبس به کدوم لباس باشن!

اما در مورد این مطالب خاص ، باید بگم که بنده برای اولین بار بود که صحبت های آقای مهدوی بیات رو می شنیدم و از قبل هیچ ذهنیتی نسبت به ایشون نداشتم ولی صحبت های این چند جلسه شون به دلم نشست و دقیقا حرف های دلم بود ...و شاید حرفهایی که تا حدودی تجربه شون رو هم داشتم و دلم می خواست به نوعی مطرح بشن و...

 

من خودم حقیقتا به این نتیجه رسیدم که رابطه مرید و مرادی و....خیلی خیلی می تونه خطرناک باشه مخصوصا اگر اون شخص به اصطلاح مراد ، ظرفیت بالایی نداشته باشه و...بنابراین دوست ندارم دنباله رو هر شخص خاصی باشم ....که به نظرم اگر کسی دنبال این راهه برای این منظور ائمه بهترین گزینه می تونن باشن...یا اینکه به جایی برسیم که اولیاء الله روبشناسیم و بپذیرنمون...

خودم هنوز فقط اهل حرفم و خیلی مونده تا اهل عمل هم باشم و...اما اگر حرف مفیدی جایی شنیدم دوست دارم اون رو به سایر کسانی که دوستشون دارم هم منتقل کنم شاید فقط بر روی یک نفر اثری که باید داشته باشه رو بگذاره !

 

 

 

فراموش شده :

مگر :دور مجنون تمام گشت و برفت هرکسی 5 روز نوبت اوست؟
مگر یادتون رفته جوان دنبال محبت و صداقته و خیلی بیشتر از خیلی های دیگه دنبال خداست و میخواد اونرا با بهترین حسش درک کنه یعنی با مهر نه با قهر
چرا فقط موقع انتخابات یا سخنرانی یا تیوری ساختن یادتون به ما میافته.

 

درسته جوان دنبال محبته و دنبال خدا و....کسی غیر از این چیزی نگفت ...فقط گفتیم یادمون باشه خداوند به همون اندازه که رحمن و رحیمه ...قهار و جبار هم هست ...فقط صفاتی رو که دوست داریم برای خودمون جدا نکنیم !

خدا مهربونه ....بدو.ن هیچ چشم داشتی کلی نعمت بهمون داده ...هوامون رو داره ...خطاهامون رو می پوشونه ...آبرومون رو حفظ می کنه و..............................

اما وقتی بهت گفت بنده من اگه من خدای توام بهت میگم حجاب داشته باش! دروغ نگو ! غیبت نکن ! رشوه نگیر و نده و..........اگه عمل نکردی اگه گوش ندادی ، اگه خدا رو فراموش کردی ...اون دنیا اون هم تو رو فراموش می کنه ! این آیه صریح قرآنه !!

 

من نویسنده این مطالب هم متاسفانه کاملا عامل به حرفهام نیستم ! اما باید قبول کرد ...تا وقتی که هر کاری خواستیم بکنیم و بگیم خدا می بخشه ...خدا غفوره ...مهربونه و....به هیچ جایی نمی رسیم !

 

درسته گاهی بر حسب شرایط روحی که داریم دوست داریم خدا رو با یکی از صفاتش بخونیم و یاد کنیم ...دعای خمسه عشر امام سجاد (ع ) هم به همین منظوره ...یه وقت احتیاج به مهر خدا داری ...گاهی مضطری و خدا رو صدا می کنی تا گره از کارت باز بشه ....اما گاهی هم نادمی گاهی هم نیاز داری که محبت خدا به صورت قهرش جلوه کنه تا به خودت بیای .....

تا توبه کنی قبل از اینکه دیر بشه !...

 

 

 

 

مشتاق :

 

سلام.به اقای مهدوی عزیز تر از جانم بگویید دنبال عرفان رفتن به هر روش بهتر از تسلیم و یا شاهد بسیاری از مفاسد بودنه.چرا در مورد مفاسد اجتماعی نوحه نمیخوانید.ایندفعه اگر موضوع برای تحقیق کم داشتید به خودتان زحمت دهید و به جامعه مملو از فساد نگاهی کنید

 

و اما در مورد صحبت شما باید بگم که درسته باید به مفاسد اجتماعی بیشتر توجه بشه و......

ولی نمی دونم شاید الحمدلله شما گرفتار مسئله ای که اینجا مطرح شد نشدید و شاید ندیدید که دشمن چقدر زیرکانه و به صورت مخفی در لباس دین و عرفان جوانان مذهبی ما رو منحرف می کنن

به نظر شخصی من این مسئله بسیار بسیار مهمه ...نمیگم فساد نیست و یا مهم نیست ...منظورم اینه که بدبختی اینجاست که خیلی از جوون های نمازخون ، محجبه و...به خیال اینکه دارن هر روز به خدا نزدیکتر میشن می افتن توی دام صوفی ها و وهابی ها و مبلغان ادیان دیگه و...و یا عارف های قلابی و...و بدون اینکه خانواده یا خود فرد متوجه بشه دچار انحراف میشن...انحراف از دین و...

طوری که وقتی آقای فلان گفت می تونی نمازت رو فارسی بخونی می خونه ...وقتی گفت اصلا می تونی یه مدت نماز نخونی تا زمانی که احساس کردی حال خوشی بهت دست میده و....نمی خونه ! و............

پس آگاه باشیم که دنبال عرفان رفتن به هر روش بهتر از هیچ چیز نیست ...عرفان غلط می تونه همه چیز رو از انسان بگیره ...اول از همه دین و خدا رو !

 مراقب باشیم !

(با عرض پوزش از همه دوستان بنده نمی دونم چرا موقع تایپ کردن این مطالب به اشتباه دعای خمسه عشر امام سجاد (ع) رو به امام صادق (ع) نسبت داده بودم !!! که ویرایش شد !

یه تشکر ویژه هم از دوستانی که با دقت مطالب رو مطالعه می کنن )

در پناه حق

 



...دوستان آسمونی من هشیارتر باشیم !

 

هوالرحمن

سلام

 

امشب آخرین جلسه سخنرانی جناب حجة الاسلام مهدوی بیات در دانشگاه اصفهان بود

به نظرم واقعا سخنرانی جالب و پرمحتوایی بود

و در عین حال تکان دهنده و غم انگیز !

به نظرم رسید که وظیفه دارم قسمت هایی از صحبت های ایشون رو حداقل با وسایلی که می تونم مثل وبلاگم و...به گوش سایر دوستان هم برسونم

تا هم فکری به حال خودمون بکنیم هم به حال جامعه مون و هوشیارتر از قبل در مسیر رسیدن به خدا گام برداریم

ایشون فرمودن :

 

متاسفانه جامعه ما تو این سال ها به صورتی تربیت شده که جوان ما فقط جنبه رحمت دین رو می بینه فقط دینی رو دوست داره که بهش سخت نمی گیره ...همیشه از محبت و عشق حرف می زنه و....

میشه گفت یه جورایی جوون های ما فقط دنبال حالن !!!  حال عارفانه !!

یعنی چی ؟ یعنی اینکه می خوان در ازای عبادتشون ، نمازشون ، ذکرشون و...بهشون حالی دست بده اونم خیلی سریع و....

واسه همین وقتی یه مدت نمازشون بهشون اون حال رو نمیده یا چهل روز ذکر میگن وبه مطلبی که می خوان نمی رسن و فلان حال رو پیدا نمی کنن ...میرن سراغ یه دین بهتر !!! مثلا دنبال دین مسیح یا بهاییت و....چون اونجا ها اون حالی که دنبالشن یه مدت بهشون واقعا دست میده

اینها فقط دنبال حالن ...نه حقیقت دین !

به عبارت دیگه اینها عبدالحالن ...نه عبدالله !

 

 

 

می گفتن فقط توی تهران مشخص شده چند تا کلیساو... هست که دانشجویان مسلمان از دانشگاه های معتبر مثل امیرکبیر ، صنعتی شریف و...روزهای جمعه به جای نماز جمعه میرن این جاها و حال می کنن !!!!

اونها هم به اسم محبت و عشق و از طریق کلاس ها و ....اونها رو می پذیرن ....البته بدون یه کلمه توهین ظاهری به اسلام و.....

و عده ای از همین جوون ها بعد از مدتی گرچه ظاهرا و اسما مسلمانن ولی در باطن میشن یه مبلغ عالی برای فلان دین ...اون هم نه حتی ادیان اصلی بلکه تحریف شده !!

آمار هایی می گفتن که .....

می گفتن توی هیچ دوره ای مثل دوره ما اینقدر کلاس عرفان و آرامش و یوگا و عرفان سرخ پوستی و....نبوده !

اینها راه حقیقی نیست ...اینها راه ترکستانه !

 

عرفان حقیقی میگه طریقت ما عین شریعت ماست !

 

بالاتر از آیة الله بهجت بین عرفای فعلی سراغ دارید ؟

ایشون در جواب سوال تمام کسانی که ازشون راهکار و راه میان بر و...خواستن فقط یه چیز گفتن :

 

عمل به واجبات ، ترک محرمات و در شبهات عمل به احتیاط !

 

 

 

 

یادمه یه زمانی همه اش برام سوال بود که چرا آقایون عرفا وبزرگان هیچ وقت از راهی که رفتن چیزی نمیگن ...چرا لبشون مهر میشه ؟ و....با خودم می گفتم این انصاف نیست !

اما امشب آقای مهدوی بالاخره جواب من رو دادن ....گفتن فکر می کنین چرا آقایون چیزی نمیگن ؟

برای اینکه هر چیزی ظرفیت می خواد

هیچ وقت اون مباحثی رو که به سلمان می گفتن برای ابوذر بازگو نمی کردن چرا ؟ چون یا سلمان رو کافر می دونست یا ممکن بود حتی او رو به قتل برسون ...چون ظرفیت شنیدن اون مسایل رو نداشت

(یعنی اینکه با اینکه ظرفیت ابوذر هم کم نبود اما شاید هنوز در حد درک مسائلی که سلمان به اونها دست پیدا کرده بود نبوده !)

 

خیلی برام جالب بود که می گفتن : الان توی خونه هر جوونی بری ...(یا به طور کل در تمام سطح شهر !و)...کلی کتاب عرفان و زندگینامه عرفا و...غیره می بینی

اما این شد کار ؟

اون آقا اولا اگه به جایی رسیده این حاصل سالهای سال تلاش و کوشش و...بوده

ثانیا هدفش دست پیدا کردن به کراماتی مثل طی الارض و چشم برزخی و...نبوده که اینها خودشون سد راه بالارفتن این افراده ...اینها شیرینی و شکلاتی که توی مسیر بهشون میدن و اکثرا دلشون رو بهش خوش نمی کنن و الا وسط راه می مونن !

 

 

 

می گفتن اگه کسی ادعای عرفان و...کرد به راحتی باور نکنین حتی اگه از عالم غیب خبر داد و....ما یه ملکوت سفلی داریم ...یه ملکوت اعلی

در ملکوت سفلی شیاطین هم هستن ...که دسترسی بهشون خیلی هم سخت نیست !

 

می گفتن دختر خانمی که حجاب نداری و میری دنبال عرفان و ....و میگی دل باید صاف باشه !

اونهایی که به دنبالشی فرعه ...حجاب اصله ...واجبه ...عمل به واجبات اصله !

مطمئن باش اگه به این اصل عمل نکنی دلت صاف نیست ....همین طور سایر اعمال واجب و....

دنبال اصل باشیم !

و.......کلی مباحث دیگه ...ای کاش می شد همه نوار سخنرانی ایشون رو می شنیدن ...اگه گیرش آوردم شاید گذاشتم برای دوستان علاقمند !

 

 

 

ایشون امشب با تمام وجود این مباحث رو بیان می کردن ...من هم التماس می کنم...عاجزانه از تمام کسانی که این مطلب رو می خونن می خوام :

بیاین چشمامون رو باز کنیم ...به قول ایشون اونهایی که با امام حسین جنگیدن مثلا مسلمان بودن ، مسیحی و یهودی نبودن که ! توی روز عاشورا روزه گرفته بودن و....تا ثوابشون بیشتر بشه !

 

بیاین بفهمیم داریم تو چه راهی قدم برمی داریم

 

عمل به واجبات ، ترک محرمات ، احتیاط در شبهات ( عمل به رساله ) و تمسک به قرآن و اهل بیت

 

رمز رستگاری فقط همیناست ...نه چیز دیگه !

بیاین تصمیم بگیریم راه درست رو بریم ...به هر کسی اعتماد نکنیم ...نذاریم با هر مخدری حتی مخدر عرفان غلط ، به ظاهر آروممون کنن ...که یک عمر پشیمانی به دنبالشه !
عمرت بر باد میره ...وقتی می فهمی راهت اشتباه بوده داغون میشی ...تازه اگه خدا بهت لطف کنه و کلا دین و...رو نذاری کنار باید یه عمر بدوی تا عقب افتادگی هات رو جبران کنی و عقایدت رو پاکسازی کنی و...

 

 

 

خلاصه راه  سختیه ...با چشم باز جلو بریم !

و بجای هر کاری به واجباتی که باید عمل کنیم و نمی کنیم و محرماتی که باید ازشون دوری کنیم و نمی کنیم بیشتر برسیم !

خدایا خودت حافظ تمام جوانان این مرز و بوم باش ...اونهایی که دلشون حقیقتا به یاد تو می تپه

خودت کمکون کن از راه حق جدا نشیم و فریب گرگان در لباس میش رو نخوریم

آمین

در پناه حق

 



السلام علیک یا اباعبدالله...

هوالرحمن

سلام

 

دوباره محرم شد ...ماه عشق ، جلوه وصال ...

خدمت همه دوستان عزیز تسلیت عرض می کنم !

فعلا از بس درگیر درس و امتحان و....هستم فکر نمی کنم قسمتم بشه اون طور که باید و شاید از این روزا استفاده کنم ...راستش می خواستم حداقل حال و هوای محرم رو اینجا بیارم ..توی وبلاگم

بازم نتونستم و فرصت نکردم حرفای دلم رو بنویسم....

اما بهتر دیدم بجای هر حرفی قسمت هایی از گنجینة الاسرار عمان سامانی رو اینجا قرار بدم که به زیبایی هر چه تمام تر همه حرفها رو زده ...

فعلا شروعش می کنم ...اگه فرصت شد ، به امید خدا بقیه اش رو هم می نویسم !

امیدوارم که بخونید و استفاده کند

اگه دلتون هوایی شد و اشکتون جاری فاتحه ای نثار روح شاعر بزرگوارش بکنید

و مارو هم از دعای خیرتون بی نصیب نذارین

 

 

 

.

.

.

گوید او چون باده خـــــــواران الست                        هر یک اندر وقت خود گشتند مســت

زانبیـــا و اولیا ، از خـــاص و عـــــام                         عهد هر یک شد به عـــــهد خود تمام

نوبت ساقیّ سرمســتان رســـــید                         آنکه بد پا تا بسر مســــت ، آن رسید

.

.

گـــرم شد بازار عشـــق ذوفنـــــون                         بوالعجب عشــقی! جنون اندر جنون!

.

.

نــاز معــشوق و نـیاز عاشـــــــقی                             جـــــــور عذرا و رضـــــــای وامــــقی

.

.

گفت اینــک آمدم من ای کـــــــیا !                   گفت : از جـــان آرزومـــــندم ، بیـــــا!

گـــفت بنگر ، برزدسـتم آســــتین                            گفت من هم برزدم دامــــــن ، ببین !

.

.

کـــرد بر وی بــاز ، درهـــای بــــلا                            تا کشـــانیدش به دشت کـــــــــربلا

داد مستـــان شقـــــاوت را خـــبر                              کایـــــنک آمـــــــد آن حــــــریف دربدر

.

سرکشید از چـــار جانب فوج فوج                            لشــکر غم ، همچنان کـــز بحر ، موج

یافت چون سرخیل مخموران خبر                               کــــز خمــــــار بـــاده آیــــد دردســــر

خواند یکسر همـرهان خویـــش را                           خواست هم بیگــــانه و هم خـویش را

گفتشان ای مــــردم دنیــا طلـــب                            اهــل مصـــر و کوفــه و شــام و حلــب

مغـزتان را شور شــهوت غالبست                           نفستان ، جـــاه و ریــاست طــالبست

 

ای اسـیران قضـــا ! در ایــن سفر                        غیر تســـــلیم و رضا ، ایــن المــــفر ؟

همره مـــا را هوای خــــانه نیست                          هر که جست از سوختن،پروانه نیست

نیست در این راه غــیر از تیر و تیغ                          گو میـــا ، هر کس ز جــان دارد دریــــغ

 

جــــای پـــا باید بســـر بشتــــــــافتن

نـــــیست شــــرط راه ، رو بــرتـــافتن

.

.

.

 

در پناه حق