بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلّ علی محمد و ال محمد...
اللهم بارک علی محمد و ال محمد و بارک لنا فی یومنا هذا
الذی فضّلته و کرّمته و شرّفته و عظّمت خطره
اللهم بارک لی فیما أنعمت به علیّ حتّی لا اشکر احدا غیرک
و وسّع علیّ فی رزقی
یا ذا الجلال و الاکرام...*
***
اللهم انت الإله القدیم و هذه سنة جدیدة
فاسئلک فیها العصمة من الشیطان
و القوة علی هذه النفس الأمارة بالسّوء
و الإشتغال بما یقرّبنی الیک
یا ذا الجلال و الاکرام...**

سال نو مبارک
سال خوبی داشته باشید
لحظه تحویل سال...التماس دعا
*. دعای مخصوص عید نوروز- مفاتیح الجنان
**. دعای پیامبر(ص) در آغاز سال جدید
بسم الله الرحمن الرحیم
![]()
فَانظُر إلی ءَاثار رحمتِ الله کَیفَ یُحیِ الأرضَ بعد مَوتِها إنَّ ذلک لَمُحیِ المَوتی و هو علی کُلِّ شَیءٍ قَدیر
(آیه 50 سوره مبارکه روم)
***
![]()
بهار در راه است...
*. عکس ها: محوطه دانشگاه اصفهان. درختان سفید پوش از شکوفه، گل های رنگ رنگ و...بهار در حرم شهدای گمنام
بسم الله الرحمن الرحیم
![]()
زمين و آسمان " مكه " آن شب نورباران بود
و موج عطر گل در پرنيان باد مي پيچيد -
اميد زندگي در جان موجودات مي جوشيد -
هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود
*****
دل سياره ها در آسمان حال تپيدن داشت -
و دست باغبان آفرينش در چنان حالت -
سر " گل آفريدن " داشت
*****
شگفتي خانه ي " ام القري " در انتظار رويدادي بود
شب جهل و ستمكاري -
به اميد طلوع بامدادي بود.
سراسر دستگاه آفرينش اضطرابي داشت
و نبض كائنات از انتظاري دم به دم مي زد
همه سياره ها در گوش هم آهسته مي گفتند
كه: امشب نيمه شب خورشيد مي تابد
ز شرق آفرينش اختر اميد مي تابد
*****
در آن حال " آمنه " در عالم سرگشتگي مي ديد:
به بام خانه اش بس آبشار نور مي بارد
و هر دم يك ستاره در سرايش مي چكد رنگين و نوراني
و زين قدرت نمايي ها نصيب او -
شگفتي بود و حيراني
*****
در آن دم مرغكي را ديد با پرهاي ياقوتي
و منقاري زمردفام
كه سويش پر كشيد از بام -
و در صحن سرا پر زد
و پرهاي پرندين را به پهلوي زن دردآشنا سائيد
به ناگه درد او آرام شد، آرام
به كوته لحظه اي گرداند سر را " آمنه " با هاله اميد
تنش نيرو گرفت و در دلش نور خدا تابيد
چو ديد آن حاصل كون و مكان و لطف سرمد را -
دو چشمش برق زد تا ديد رخشان چهر " احمد " را -
شنيد از هر كران عطر دلاويز محمد را
سپس بشنيد اين گفتار وحي آميز:
- الا، " اي آمنه " اي مادر پيغمبر خاتم!
سرايت خانه ي توحيد ما باد و مشيد باد
سعادت همره جان تو و جان " محمد " باد
*****
بدو بخشيده ايم اي " آمنه " اي مادر تقوا!
صداي دلكش " داوود " و حب " دانيال" و عصمت " يحيي "
به فرزند تو بخشيديم
كردار" خليل " و قول " اسماعيل " و حسن چهره ي " يوسف "
شكيب " موسي عمران " و زهد و عفت " عيسي "
بدو داديم: خلق " آدم " و نيروي " نوح " و طاعت " يونس "
وقار و صولت " الياس " و صبر بي حد " ايوب "
بود فرزند تو يكتا -
بود دلبند تو محبوب -
سراسر پاك -
سراپا خوب...
(مهدی سهیلی)

اول. سلام و عرض تبریک
دوم. می تونید اینجا متن کامل شعر رو ببینید
سوم. اگر تمایل داشتید می تونید چکیده ای از این شعر زیبا رو هم که با صدای یکی از هنرمندان مشهور(!!) به صورت دکلمه خوانده شده اینجا بشنوید
چهارم. اسم اون هنرمند مشهور(!!) فوق الذکر هم هست: "شوق پرواز" !... البته در سن 5-6 سالگی که به مناسبت جشن میلاد پیامبر(ص) در منزل پدربزرگ مرحوم خوانده شده و فکر کنم بابتش طبق معمول همیشه ضمن تشویق و... چند صد تومانی (؟) هم نصیبش شده باشه!!(![]()
) یادش بخیر!...( فقط خیلی کیفیت خوبی نداره و بعضی جاها هم این شوق پرواز کوچولوی بنده خدا خیلی توی حس میره و جوگیر میشه!...انشالله به بزرگواری خودتون می بخشید!)
پنجم. شرمنده همه دوستانم. مدتیه سرم خیلی شلوغ شده. بله بله درسته! به خاطر این پایان نامه از خدا بی خبر! هر روز صبح تا عصر- بلکه گاهی تا شب- دانشگاهم، اون هم در سه حالت: راه رفتن، دویدن و ایستادن!...و خلاصه وقتی می رسم خونه فقط باید به تیمار پاها و کمر محترم بپردازم تا فردا صبح بتونن دوباره زحمت بکشن ما رو این طرف و اون طرف ببرن! بنابراین خیلی فرصت سر زدن به اینجا نبوده...بازم خدا خیر بده به این مسئولان فلان فلان نشده(نشده؟!) دانشگاه که فعلا در یک تصمیم جالب انگیزناک کلا دانشگاه رو از 28 اسفند تا 15 فروردین تعطیل کرده و اجازه کار به کسی نمی دهند!...فقط با کلی خواهش و...اجازه داریم به نمونه های عزیز دل انگیز سر بزنیم...در حد دادن آب و غذا که مخلوقات خدا تشریف نبرن دیار باقی! القصه! فعلا شاید کمی سرمون خلوت بشه...اگه این خونه تکونی بذاره!!...فقط خدا به داد بعد از عید برسه!
ششم. راستی دو هفته ای هست که بابا عازم دیار یار شده! خوش به سعادتشون...احتمالا تا اواخر فروردین هم اونجا باشن...مدینه...دقیقا پشت بقیع!...عید امسال یه جوریه چون بابا نیست! ای کاش امسال عید همه اونجا بودیم! ولی خدا رو شکر که بابا الان اونجاست! امیدوارم سفر خوبی براشون باشه...خیلی خوب!
بسم الله الرحمن الرحیم

دوباره شک
میان رکعت نخست و
رکعت ششم
دوباره سجده های سهو
از این که بگذریم
باز در نمازهای من
یکی کم است.
(علیرضا قزوه)
بسم الله الرحمن الرحیم
من كيستم كبوتر بي آشيانهات
محتاج دستهاي تو و آب و دانهات
نامت بزرگ مثل بلنداي كهكشان
هشت آسمان نشسته به ايوان خانهات
از كوچه باغهاي نشابور رد شدي
با كوله باري از غم غربت به شانهات
دل در مدينه عاشق روي تو شد ولي
از كوچههاي توس گرفتم نشانهات
تو استوار بودي و بشكوه مثل كوه
اما دريغ از تب تند زمانهات
دست من و ضريح نگاه غريب تو
امشب گرفته باز هم اين دل بهانهات
حيدر منصوري
سلام.
۱. فرارسیدن سالروز شهادت ثامن الحجج، حضرت علی بن موسی الرضا(ع) رو تسلیت عرض می کنم.
۲. چقدر دلم هوس زیارت کرده این روزا! هوس گنبد طلا، صحن و سرا، پرواز کبوترا...نه... هوس ضریح و...نه! هوس امام رضا(ع)!
اینکه از این صحن به اون صحن و از این رواق به اون رواق بری و صفا کنی...ولی باز دلت آروم نگیره...تا برسی روبروی ضریح و تمام حرف های دلت،تمام کوله بار غمت...آب بشه و بریزه توی حدقه چشمت و چیکه چیکه از مژه هات بچکه روی چادرت!...
۳. نمی دونم چه سرّی هست که هرچقدرم روسیاه باشی انگاری یه وقتایی دلت کنده میشه واسه اینکه سرت رو بندازی زیر و بری تو حرم آقا و بگی غلط کردم و سیر گریه کنی! مثه یه پناهگاه امن...شرم می کنی ها! شرمنده ای ها!...اما انگار بازم می تونی بری! انگار بازم دلت می خواد بری!...از بس که رئوفه آقا! همه این خاندان همین طورن!...اما انگار اون حسی که توی این حرم دارم و حتی از راه دور یه جورای دیگه اس!...نمی دونم!
۴. داشتم فکر می کردم چرا توی این ایام که میشه گفت به نوعی ایام تذکره، تذکر برای توجه بیشتر به این خاندان، به جای اینکه دنبال شناخت و کسب معرفت و یه مقدار تغییر باشیم و یه کم حداقل فکر کنیم، اول از همه یاد حوائجمون می افتیم؟!...حالا اصلا فرض می کنیم حاجت هامون خیلی هم دنیایی نیستن همه شون یا اصل رو حوائج دنیایی قرار ندادیم و...
زشت نیست؟! نه اینکه حاجت داشتن و توسل پیدا کردن و...زشت باشه ها...یعنی...بگذریم!
۵. قسمت نشد همراه دوستان عازم زیارت بشم. یعنی یه جورایی دعوت نامه نصفه نیمه ای برام اومد...ولی شرایطش پیش نیومد و...!خوش به سعادتشون! ان شاءالله اونجا یادی از ما بکنن!
۶. این روزا خیلی گرفته ام. خیلی آشفته و خسته ام. سر از حکمت کارای خدا هم که مسلما درنمیارم! اصلا دارم هنگ می کنم!(فکر کنم از حال و هوای نوشته هام هم معلوم باشه!) می خوام ناشکری نکنم. می خوام غر نزنم. می خوام توکل کنم و رضا به داده بدم...اما...گاهی شده اصلا نفهمید چی به چیه! چی صلاحه و چی نه؟ و... خلاصه لطفا دعام کنین!
۷. از بس ایشون این نوا رو گذاشتن روی وبلاگشون و تعریف کردن و...(جدا هم تعریف داره!) دل ما رو بردن! دوباره یه مقدار شوق پروازمون رو به یاد آوردیم! خلاصه نوای وبلاگ رو تغییر دادیم دیگه!
۸. ماه صفری دیگر گذشت...(عمر بگذشت به بی حاصلی و بلهوسی...)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من به مدینه...به مسجد نبوی...سلام من به بقیع...
نه! سلام من به شما یا رسول الله!
دلم تنگ شده آقای من! دلم تنگ شده برای آن یک هفته ای که میهمان مدینه بودم...میهمان شهر شما! شهر پیغمبر!
برای دیدن گنبد سبزتان دلم تنگ شده...برای آن حال و هوا...
گرچه حقیقتا قدر ندانستم ...و چون رویایی شیرین در حال بهت و ناباوری گذشت!
و چه قول ها که ندادم و چه حرفها که نزدم و...فراموش کردم!
دلم هوایی شده آقا جان!
اما می ترسم! نگرانم!...شاید هم شرمنده ام!...
دلم هوای صحن و سرا و گنبد کرده است یا...؟!
می خواهم باز هم پا جای پای پیامبرم بگذارم و در هوای شهر و دیارش نفس تازه کنم و...باز هم...؟!
یا حضرت رحمت للعالمین! چه کند این پیرو سر به هوا و فراموش کار و خاطی؟!
چه کند؟...
دلم گرفته امشب!...
"...یا ابانا استَغفِرلَنا ذُنوبَنا إنّا کُنّا خاطِئین" *...
...هاتفی از خلوت لاهوتیان
آمد و رو کرد به ناسوتیان
گفت: خداوند علیم و غفور
کرد درین آینه از بس ظهور
تاب نیاورده و از پا نشست
آینه از فرط تجلی شکست
ذکر مَلَک شد پس از آن از مِحَن
یا حسن و یا حسن و یا حسن **
آقا جان! یا حسن بن علی(ع)!
آنقدر غریبید که نمی شود چیزی گفت...فقط باید سر به دیوار بقیع گذاشت و بی صدا گریه کرد!
تسلیت عرض می کنم.
دعا کنید انس مان با اهل بیت بیش از پیش شود بلکه از این قفس های خودساخته رها شویم!
پاورقی1. *. آیه97 سوره یوسف(درخواست برادران حضرت یوسف از حضرت یعقوب و پاسخ حضرت...) و **. آسمانیها-محمدعلی مجاهدی(پروانه)
پاورقی2. قسمت نبود اسمم برای عمره دانشجویی دربیاد. می دونم که صلاح هم نبود!... خوش به سعادت اونهایی که از چند روز دیگه بار سفر رو می بندند. ای کاش حواسشون رو خیلی خیلی خیلی جمع کنن و فراموش نکنن اون حال و هوا رو! اون حرف ها و تصمیم ها رو! ای کاش بهتر از من بفهمن...ای کاش!...
بسم الله الرحمن الرحیم
((چشم آدم اگر قشنگ بین باشد، خوب است. این چیست که آدمی همه اش کثیف ببیند؟ آدم را کور می کند. اگر عیب ببینی سرانجام شب کور می شوی. شب کور، مثَلش شب کور است و الّا روز کور است. شب چشم هایش می بیند. روزها کور است و نمی تواند راه برود...
امیدوارم آهسته آهسته در صدد باشیم که حُسن ببینیم. ما نمی توانیم ببینیم؛ اما در صدد باشیم. آن وقت خدا چشم را عوض می کند. از چشم خودش ببین چگونه صنعتش را دوست دارد. معصیت کاری که در آسمان و زمین راه ندارد و هیچکس-هیچ پیغمبر یا نبی- قبولش نکرده است، راستش را بگو، آیا خدا او را می راند یا قبول می کند؟ وقتی که خدا را بخواند، خدا او را قبول می کند...
خدا را باید با چشم خدا ببینی. اهل خدا را هم همین جور. عزیز من! باید آن ها را با چشم صانعشان ببینی...
مومن اصلا در صدد عیب جویی نیست که نیست. حتی در صدد عیب دیدن در معیوب ها نیست. مومنین در هر کسی پی حُسن می گردند- ولو یک ذره باشد. کسی که پی جواهر می گردد، بلند نمی شود برود حلبی را نگاه کند. تو جواهر هستی که خدا مرحمت کرده و آفریده است. لذا پی ذات خوب و صفت خوب برو. و آن هم همه جا پر است. آسمان و زمین پر از حُسن است- اگر تو دنبالش بگردی. این، عیب است که نیست. آدمی تعجب می کند که چرا بعضی این جور شده اند. نگو که سال ها پی عیب گشته و گیرش نیامده، شب کور شده است. عیب، گیر او نیامده است. شب چون تاریک بود، چشمش را از همه جا بست. چشمش از روز بسته شده است و فقط شب ها نگاه می کند و راه می رود...))
(طوبای محبت جلد4- مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
پاورقی. گرچه عنوان "بدون شرح"ه، اما اتفاقا می تونه خیلی شرح داشته باشه! فردی، اجتماعی، سیاسی و...!! زحمت شرح و تفسیرش با خودتون!
پاورقی2. ای کاش این حرف ها فقط به نظرمون "قشنگ" نبودن! یه استفاده ای هم ازشون می کردیم!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
طبق معمول مشغول خوندن تیتر اخبار سایت های مختلف خبری بودم که خبری توجهم رو به خودش جلب کرد:
"کواکبیان: دست دادن با زن اجنبي به شرط تأمين منافع ملي ضروري است" (!!!!!!!!)
سخنان عجیب و جالبی(!) که در حمایت از، دست دادن رئیس جمهور سابق با برخی زنان خارجی ایراد شدند:
"برخي از فقها نيز عقيده دارند كه اگر حتي به طور مثال دست دادن با «آنگلا مركل»، صدراعظم آلمان در صورتي كه منافع جمهوري اسلامي ايران مطرح باشد و حمايت از منافع كشور لازم به نظر برسد، ضروري است."
"اگر در نشستي، مركل دست خود را به سمت رئيس جمهوري ايران دراز كند و منافع كشورمان با اين حركت حفظ شود، نبايد دست پس كشيد و بايد با وي دست داد."
"برخي علما و فقها ميگويند در چنين شرايطي كه پاي مصالح نظام و عموم مردم در ميان است و انجام ندادن اين حركت موجب وهن اسلام شود، ميتوان با زنان اجنبي (كافره) دست داد و اين حركت قبحي ندارد."
اولا. ای کاش می گفتن این شرط رو از کجا آوردن که "به شرط تامین منافع ملی ضروری است"؟!
دوم. تا جایی که من یادمه و دیدم طرف مصافحه نه صدراعظم آلمان بود و نه شخصیت سیاسی و مطرحی که قرار باشه منافع ملی به خطر بیافته!
سوم. منافع ملی ما اگه قرار بود با این طور مسائل به خطر بیافته و تابع جامعه جهانی باشیم و...پس حرف حساب ما چیه؟! پس تفاوت ها کجاست؟
چهارم. وهن اسلام؟؟!!!!! اسلام با ترک ارزش های خودش مورد توهین قرار می گیره یا حفظ ارزش ها؟ عزت اسلام چه جوری حفظ میشه؟
پنجم. صحبت از ضرورت و اضطرار می کنن و اینکه بعضا احکام در شرایط ضرورت تغییر می کنن و...میشه یکی برای من روشن کنه ضرورت چیه؟! میشه این لغت رو حداقل معنا کنن برامون؟! ضرورت یعنی اینکه وقتی از ممکلت اسلامی خارج شدی یا جایی رفتی که عرف بهت میگن اینجا زن و مرد نداریم و اگه دست ندی توهینه، با نامحرم دست بدی؟! پس حکم بسیاری قوم و قبیله ها و خیلی خانواده های داخل مملکت هم همین طور می تونه باشه...کم کم داره دانشگاه هامون هم همین طور میشه الحمدلله!!! فقط یه مسئله ای هست که باید براش فکری کرد. اون هم اینکه اینها اجنبی نیستن!!
ششم. بهتر نبود و نیست که مسئولان و افراد مطرح ممکلت بعنوان نمایندگان یک حکومت و یک جامعه اسلامی در پاسخ به چنین تقاضایی بیان کنن که:"ما مسلمانیم! عقایدمون اینه! احترام می گذاریم ولی نه به این شکل و..." این طور هم توهین و بی احترامی نکردیم!، هم عقایدمون رو معرفی کردیم!
هفتم. گفتگوی بین تمدن ها اگه قرار باشه ارزش هامون رو کمرنگ و کمرنگ تر کنه بهتره که نباشه! فقط ما نباید فضای جامعه جهانی و سایر ملل رو بشناسیم و رعایت کنیم و...دیگران هم باید بشناسند و رعایت کنند و بدونن که ما در برخی مسائل تابع جمع نیستیم و همرنگ جماعت نمی شیم...چون حرفمون از جنس دیگه ایه و دنبال احیای ارزش های کمرنگ شده و گم شده در جهان امروزیم! جهانی که امروزه اسرائیل با وقاحت تمام خودش رو سمبل و نماد ارزش هاش می دونه!!
هشتم. و ای کاش از علما و فقها هزینه نمی شد. حداقل ارجاع داده می شد به فتوای فلان آقا و فلان مرجع تا روشن تر می شد صحبت ها و بهتر می شد جواب خواست و قانع شد(!)
لینک خبر:
کواکبیان: دست دادن با زن اجنبی به شرط تامین منافع ملی ضروری است
دستدادن به زنان اجنبي قطعاً حرام است
پی نوشت:
«لزوم دستدادن با زنان خارجی» تکذیب شد
الحمدلله که این خبر هم بعد از گذشت سه چهار روز بالاخره تکذیب شد! البته جای خوشحالی است که چنین صحبتی بیان نشده(ان شاءالله!)...اما این روزها داریم به انتشار اخبار مختلف و پس از چند روز تکذیب و حذف خبر عادت می کنیم!
گرچه هنوز در فکرم اگر واقعا اون طور که در متن خبر بالا اومده اصلا هیچ یک از حاضران چنین سوالی رو مطرح نکردن و چنین جوابی داده نشده...پس این صحبت ها از کجا اومده؟ احتمالا نیاز به ذهن خلاقی بوده...و چرا همون روز انتشار خبر٬ تکذیب نشد؟ و...بماند!
ضمنا دوستان متخصص حوزوی بیان کردن که برخی مراجع مشابه چنین صحبت هایی با برخی شروط رو داشتن...من هم تا حدی در جریان بودم. فقط صحبتم این بود که ای کاش حداقل با ذکر اسم مرجع و بیان فتوای اصلی صحبت می شد...اون موقع شاید روشن تر می شدیم.
به هر حال نکته مهم اینه که تکذیب شد!


