تبليغاتX
شوق پرواز

 

 

شوق پرواز
دلنوشته هایی برای آنان که شوق پریدن دارند

این الرجبیون؟!


هوالرحمن

 

سلام

1. انصافا توي خلوت خودمون و خدا، عكس العملمون در مقابل اين سوال(سوال بالايي) چيه؟ مي تونيم توي اين ماه عزيز حاضري‌مون رو بزنيم؟!

يا نه؟...!

 

2. فرا رسيدن ماه رجب رو خدمت همه رجبيون تبريك عرض مي كنم. ( نگران نباشيد! خدمت خودم و شما هم تبريك عرض مي كنم! انشالله ما هم از رجبيون بشيم! )

 

3. ولادت با سعادت امام محمد باقر(ع) رو هم تبريك ميگم و همچنين تسليت عرض مي كنم بابت شهادت امام هادي(ع)

 

4. ضمنا روز قلم رو خدمت همه قلم بدستان و اهالي قلم تبريك ميگم و ..............روز ماليات رو بايد تبريك گفت يا تسليت ؟؟؟!!!

 

5. همينه ديگه! وقتي آدم در دوران بي مودمي و...بسر ببره و به نت دسترسي نداشته باشه و...مجبور ميشه براي جبران تاخيري كه داشته تقويم رو باز كنه و...!!

 

6. گفتم بي مودمي! راستي هنوز اين مشكل ما برطرف نشده! البته در اين ماه مبارك دعا بفرماييد انشالله كم كم رفع ميشه!

 

7. داشتم با خودم فكر مي كردم چرا اينقدر كه به اين ارتباط مودم ‌ناك(!!) و ارتباط با اين دهكده جهاني ! و...وابسته شدم، اينقدر كه برام اهميت پيدا كرده، حتي چند روز محروم شدن ازش برام سخته و...

اون ارتباط مستقيم و ساده، در دسترس و پر سرعت، كه از بزرگان گاهي شنيديم نياز به سيم داره (همون كه ميگن بايد سيمت وصل بشه! ) اما تا حالا صحبتي از مودم و غيره و ذلك نبوده(! )، همون ارتباطي كه اينقدر در دسترس و همگانيه كه يوزرنيم و پسوردهاش رو همه جا مي توني پيدا كني!، نامحدوده نامحدوده و...

چرا اون ارتباط برام اينقدر مهم نيست؟!!!!!!!!!!

چرا استفاده نمي كنم؟!!!!

 

انگاري همه كارهامون مشكل داره!



 

8.    ( با عرض پوزش از دوستان گرامی بهتر دیدم که این قسمت رو حذف کنم! فقط کلا ای کاش همه مون رفتار و اعمالمون خدایی تر بود همین! مختصر و مفید!)

 

 

 

 

 

9. در اين ايام عزيز ما رو هم فراموش نكنين


 

 

التماس دعا



درد هجری کشیده ام که مپرس!

هوالرحمن

سلام

 

اول. متاسفانه اتفاق بسيار بسيار  تاسف انگيزناكي(!) رخ داده كه مجبور گشته‌ايم مدتي از دنياي مجازي دور باشيم و نمي‌دونم ربطي به اون دعاي شماره 3 پست قبلي داشته يا نه!(احتمالا آمینش رو خیلی محکم گفته بودم!!)…خلاصه دست به يك جور خودتحريمي اجباري زده‌ايم! چه جوري؟ با انهدام مودم !!!! اونم مودم اي دي اس ال !!!!!!

و البته چون سابقه مون در اين امر خطير خراب مي باشد و قبلا مودم سيستم هم به همين سرنوشت دچار شده است (!!) مدتي‌ست كه بالكل در هجران دنياي مجازي بسر مي‌بريم!

خلاصه:

درد هجري كشيده‌ام كه مپرس!

 

في الحال هم از طريق سايت دانشكده ( كه بالاخره مسئول محترمش از بستر بيماري برخاسته و درب اين منزل اميد ما را به رويمان گشودند!!) مشغول آپ كردن مي‌باشيم.

انشالله كه در تابستان و خلوتي ِ سايت اين استفاده شخصي محسوب نمي‌گردد!!!

 

دوم. امان از اعتياد!...امان از بي حواسي! امان از…

 

سوم. اما ناراحتيم بيشتر از اين بابت بود كه قصد داشتم به مناسبت 7 تير به قول بعضي دوستان يه آپ ناسيوناليستي بكنم دوباره(!!) كه نشد! احتمالا چشممون زدن! بايد برم واسه اي دي اس ال و وبلاگ و… اسپند دود كنم و معوذتين بخونم و…(ديدين اين افرادي كه خودشون يه كاري مي‌كنن بعد مي‌ذارن تقصير سرنوشت و شانس و چشم زخم و…؟!)

 

چهارم. در عوض بعضي برنامه هاي مناسبتي امسال ِ صدا و سيما بويژه برنامه سيره عملي امام در اوائل خرداد ماه و ويژه برنامه هاي 6 و 7 تير ماه به نظرم عالي بودن! خلاصه از همين جا مراتب تشكر و سپاس گزاري خود را اعلام مي دارم!

 

پنجم. دعا كنين هر چه سريعتر اين مشكل بي مودمي بي اينترنتي بي حواسي بي…ما حل بشه، اون موقع انشالله با آپ مناسبي در خدمتتان خواهيم بود !

 

ششم. پاسخ لطف دوستان هم در كامنت‌هاي پست قبلي داده شده است!

 

در پناه حق

 



تولد یعنی...پرکشیدن!

هوالرحمن

 

سالي ديگر گذشت

اردي بهشتي ديگر آمد

باز شنيدم:

"تبريك

متولد شده اي!"

اما...

آيا متولد شده ام؟!

چندي ست كه پا بدين كره خاكي نهاده ام

همچون كرم ابريشم

اما روياي پروانه شدن برآنم داشته است

تا پيله اي بتنم

و چندي ست كه در پيله آرميده ام!

همچون كرم ابريشم

قصد پروانه شدن داشته ام

اما...

 اكنون در پيله هاي رنگين اطراف خويش

 آرميده ام

و روياي پروانه شدن مي بينم!

شايد تا اين مرحله رويايي

تنها همتي بايد

 

تولد يعني از پيله درآمدن

 و

پركشيدن!

 

 (؟) نوشت1. (!!) سلام. دوستاني كه خيلي نگران قسمت درباره وبلاگ ما بودن...اميدوارم ديگه نگراني شون برطرف شده باشه ! (البته هنوز یه روز مونده!)

 

(؟) نوشت2. يادش بخير پارسال روز تولدم مدينه بودم...يادش بخير...اينقدر غافليم كه بعد از يكسال متوجه هداياي خدا ميشيم...يادمون ميره كه خدا هميشه داره بدون بهانه و مناسبت بهمون هديه ميده...چه برسه به اون هديه هايي كه خودمون ازش طلب مي كنيم به مناسبت هاي خاص و...چقدر زشته اين جور مواقع غافل بودن و تشكر نكردن!

خدايا شرمنده!

لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين

خدايا ! حرفهاي امروزم تقريا همه اش مثل همون هاييه كه پارسال كنار خونه ات درگوشي بهت گفتم! مي دونم كه توي اين يك سال هم خيلي بهم لطف داشتي و من نفهميدم...اما خدايا تو خدايي و من بنده...

...و هل يرحم العبد الا المولي؟

 

 (؟) نوشت3. دوستاني كه مايلن مي تونن صداي شوق پرواز كوچگولو رو اينجا بشنون :

شوق پرواز در یک سال و (؟) ماهگی!

 

(؟) نوشت4. اگه دوست داشتيد زحمت هديه اي رو بكشيد !! بهترين هديه تون مي تونه دعا براي شوق پرواز باشه ...دعاي رسيدن به راه و جاده اصلي ، قدم زدن در اين راه و استقامت بر اين راه....

دعا كنيد براي تولد حقيقي ....

 

(؟) نوشت5. دلم مي خواد يه مدت ترك نت كنم يا خيلي خيلي كمش كنم (اگه بتونم !) ...چون به نظر مي رسه داره نظم و نظام زندگيم رو بهم مي ريزه و...!! خلاصه اگه ديديد كمتر سر زدم و اينجا انشالله (!) تا مدتي آپ نشد خوشحال بشيد و دعامون كنيد!

 



دوس دارم صدات كنم، تو هم منو نيگا كني

هوالرحمن


دوس دارم صدات كنم، تو هم منو نيگا كني

من تو رو نيگات كنم، تو هم منو صدا كني

دل من زندونيه، تويي كه تنها مي‌توني

قفس و، وا كني و پرنده رو رها كني

قربون چشات برم، از راه دوري اومدم

جاي دوري نمي‌ره اگه به من نيگت كني

مي‌شه كنج حرمت، گوشه قلب من باشه؟

مي‌شه قلب منو، مثل گنبدت طلا كني؟

تو سرت شلوغه، زير دستيات فراوونن

از خدا مي‌خوام كمي نيگا به زير پا كني

تو غريبي و منم غريبم، اما چي ميشه

اين دل ِ غريبه رو با خودت آشنا كني؟



دوس دارم تو ايوون آينه ات، از صبح تا غروب

من با تو صفا كنم، تو هم منو دعا كني

به وفاي كفتراي حرمت منم مي‌خوام

كفتري باشم كه تنها تو منو هوا كني

دلمو گره زدم به پنجره ت دارم مي‌رم

دوس دارم تا من نرفتم، گره‌ها رو واكني

صد هزار دفه‌م شده، پاي ضريح زار مي‌زنم

تا دلت يه بار بسوزه دردامو دوا كني

دوس دارم كه از حالا تا صبح محشر، همه شب

من "رضا، رضا" بگم، تو هم منو رضا كني.

(سهيل محمودي)

 

سلام

راستش الحمدلله سفر زيارتي هم داره جور ميشه انگار !

انشالله فردا مهمون امام هشتم(ع) هستم

خلاصه حلالمون كنين!

در پناه حق

 


پ.ن . دو سه روزیه نمی تونم وبلاگ های بلاگفا رو باز کنم ...یعنی به محض باز کردن با این پیغام مواجه میشم:

You are not authorized to view this page

The Web server you are attempting to reach has a list of IP addresses that are not allowed to access the Web site, and the IP address of your browsing computer is on this list.

و البته متوجه منظور پیغام نمیشم!!...و اینکه چه مشکلی بوجود اومده !...

خلاصه هرچند الحمدلله هنوز قسمت مدیریت و نظرات وبلاگ خودم قابل مشاهده هستن! ولی فعلا توفیق نداریم وبلاگ دوستان رو ببینیم ...حتی دلم برای قیافه وبلاگ خودم هم تنگ شده!!()....



خســـته ام...

 

هوالرحمن

 

 

خســــته ام از آرزوها،  آرزوهای شــــعاری

شـوق پرواز مجـــازی،  بال های استــعاری



لحظه های کاغـــــــذی را روز و شب تکرار کردن

خاطـــــرات بایگـــــانی، زندگی های اداری



آفـتاب زرد و غمگین، پــله های رو به پاییــــن

سقف های سرد و سنگین،آسمان های اجاری



عصر جدول های خـــالی، پارک های این حوالی

پرسه های بی خیــــالی، نیمکت های خماری



رونوشت روزها را روی هم سنجاق کــــردم:

شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری



عـــاقـــبت پرونـــــده ام را با غـــــــبار آرزوهــا

خاک خواهد بست روزی، بــاد خواهد برد باری



روی میز خـــــالی من، صفــحه بـاز حــــوادث

در ستون تســلیت ها، نامی از ما یادگاری ...

قیصر امین پور

 


هيچي!...فقط التماس دعا!

دعا كنين يه جوري يه سفر زيارتي قسمتم بشه!...

 



و اما...آخرین پست سال 86

سلام

يكي از آداب و رسوم خوبي كه اين روزاي آخر سال و قبل از شروع سال جديد توي گوشه گوشه كشور عزيزمون بهش عمل ميشه خونه تكوني ه!

رسمي كه گرچه سخته! گرچه قبلش خيلي خسته كننده به نظر مي رسه، اما به خاطر نشاطي كه به دنبال داره، پاكيزگي و نظم زندگي، بدون اينكه قانون خاصي وضع شده باشه و...همه به صورت خودجوش انجامش ميدن...

بگذريم!

از خونه تكوني دل و...هم زياد گفتن و زياد شنيديم ...و فقط شنيديم و فكر نكنم خيلي بهش عمل كرده باشيم !

اما صحبت من چيز ديگه ايه:

خاطره تكوني!    پاك كردن دل و ذهن و نظم و ترتيب دادن و مديريت خاطرات !

چند روز پيش براي اولين بار بود كه تصميم گرفتم سري اساسي! به خاطراتم بزنم و اين جرات رو پيدا كردم كه قسمت زيادي از خاطرات ناخوشايند يا مزاحم ...يا خاطراتي كه شايد قبلا خوشايند بودن اما الان فقط باعث مشغوليت هاي بي فايده بودن رو دور بريزم!

حتي آثار بجا مونده از اونها رو هم از بين ببرم !

كاري كه مدتها نتونسته بودم انجامش بدم...

خلاصه به سرم زد آخرين پست سال 86 رو هم به همين موضوع اختصاص بدم !

اشاره‌اي به خاطرات خوب و بدي كه در اين 360 و اندي روز تجربه كردم بكنم . بابت خاطرات خوب خدا رو شكر كنم و در رابطه با خاطرات بد يا به ظاهر ناخوشايند تفكر كنم...اينكه دليل بروز و ظهورش چه بود؟ فكر كنم راجع به اينكه فلان خاطره رو كجاي ذهن و دلم قرار بدم؟ كدوم رو دور بريزم بهتره؟! و...و در نهايت باز هم شاكر باشم به خاطر اندوختن تجربه هايي جديد !

در پايان هم دعوتي داشته باشم از دوستان عزيز براي فكر كردن راجع به يه خونه تكوني ديگه !

و اما :

اول از خوشايندها شروع مي كنم! (البته فقط اشاره اي به چند مورد از بارزترين اونها!)

1) فكر كنم همه مخاطبان دلنوشته هاي شوق پرواز مي دونن بهترين خاطره سال 86 چيه!

درسته! سفر دوست داشتني و غيرمنتظره به ديار يار! همراه با مادر عزيزم ...بهترين هديه اي كه مي‌شد در سالروز تولدم دريافت كنم!

شايد تجربه جشن تولد خلوت و غريبانه براي اغلب افراد ناخوشايند باشه ...اونم براي كسي مثه شوق پرواز! اما من دوست داشتني ترين جشن تولد خلوتم(!) رو توي مدينه تجربه كردم. يعني يه جورايي اولين باري بود كه توي چنين روزي خودم رو به ميهماني دعوت مي كردن... اونم چنین میهمانی ای...

ان شاء الله قسمت همه بشه...ما رو هم دوباره مهمون كنن!

 

2) آشنا شدن با دوستاني بسيار خوب در شرايطي كه واقعا نياز داشتم ! و واقعا اون رو لطف خدا مي دونم ! يعني گويا قرار بود نشونه‌هايي باشن تا ستاره اميدي كه در عمق دلم داشت سو سو مي زد و شايد ديگه از عمرش چيزي نمونده بود دوباره جون بگيره!

دوستاني كه با اغلبشون از طريق همين دنياي مجازي آشنا شدم و به دليل همين دِيني كه به اين دنيا دارم شايد نمي تونم تنهاش بذارم!!!

فقط آرزو مي كنم ارزش دوستي رو بدونيم! حقوق دوستي رو رعايت كنيم! دوستي‌هامون هم خدايي باشه و بادوام!

كه حقيقتا دوست خوب يكي از نعمت‌هاي بزرگ خداونده!

 

3) الحمدلله واحدهاي درسي بجز پایان نامه به اتمام رسيدن و بالاخره بعد از بازنشسته شدن پياپي اساتيد و تغيير گرايش و 3 بار تعويض استاد راهنما و موضوع ...خلاصه رد شدن از هفت خوان رستم ! به بهترين شكل ممكن استاد راهنما و موضوع پايان نامه مشخص شد و حتي قرار شد همراه با دوستم قسمتي از كار به صورت مشترك و گروهي انجام بشه !

پروپوزال هم در عرض كمتر از يك ماه نوشته و توي جلسات اوليه تصويب شد...فقط مونده يك جلسه ديگه كه ان شالله در سال 87 تشكيل ميشه و...

خدايا شكرت!

شرمنده كه اغلب به دليل اينكه حكمت كارهات رو نمي دونم، مدام غر مي زنم، گله مي كنم ...و خيلي وقت‌ها بدجوري شرمنده ام مي كني!

 

واقعا اگه من هم آرزوها و روياهام يادم بره، تو از ياد نمي‌بري!ممنونتم خدا!

 

 

و اما نا خوشايندها:

 

قسمت زيادي شون به نظرم جاي فكر كردن داره اما نيازي به چيدنشون و قرار دادنشون در جاي خاصي از ذهن و دلم نيست...بهتره دور ريخته بشن و فقط تجارب و درس‌هايي كه بجا گذاشتن ثبت و ضبط بشه

مثل بعضي دلخوري‌ها، بعضي خطاها و...

 

اما در رابطه با بعضي هم حقيقتا هنوز نمي‌دونم بايد چه بكنم؟

خاطرات خوشايندي كه شايد در واقع ناخوشايندن ! و خاطرات ناخوشايندي كه مي تونن خوشايند هم باشن !

چي شد!!!

خاطرات ماه رمضان امسال و قبل و بعدش رو نه مي تونم دور بريزم و نه مي‌تونم جاي مشخصي بهشون اختصاص بدم!

 

نميدونم! انگار بعضي مواقع واقعا نياز به گذشت زمان هست و تكيلف بعضي خاطرات رو فقط زمان مشخص مي كنه و بس!

...

 

 

خب اينم از خاطره تكوني ما! البته اينجا به دلايل امنيتي !!! نمي شد كامل انجامش داد...فقط يه اشاره كلي و خيلي سريع بود...

بررسي كاملتر انشالله قبل از تحويل سال و در خلوت خودمان انجام خواهد شد !

 

انشالله كه سال جديد سالي مملو از خاطرات دوست داشتني و بياد ماندني براي همگي باشه

براتون آرزوي بهترين ها رو دارم

شما هم لحظه تحويل سال ما رو از ياد نبرين!

 

 

 

سال نو بر همه دوستان مبارك

 

 

ضمنا فرارسيدن سال موش رو به همه ماوس هاي عزيز كه ما را در استفاده هر چه بهتر از سيستم و نت و...ياري مي‌دهند تبريك مي‌گويم!

همچنين به رات‌هاي عزيزي كه قراره بعد از عيد ما به خدمتشون برسيم! (اگر اونها زودتر به خدمت ما نرسن البته!!! )

در پايان هم از همه دوستان دعوت مي كنم در صورت تمايل خاطراتشون رو به شيوه مورد علاقه بتكونن !!

در پناه حضرت حق سال خوبي داشته باشيد

 



بغض نوشت!!!

هوالرحمن

 

تاكنون تجربه كرده اي؟

اينكه گاهي دل مملو از حرفهاي ناگفته و فروخورده ايست كه براي به زبان يا به قلم آمدن بي تابي مي كنند، اما آنچنان بغضي راه گلويت را بسته است كه توان سخن گفتن نيست...شايد بتوان چند خطي نوشت!

دقت كرده اي كه اين بغض‌ها شكسته نمي‌شود، با گريه هم درمان نمي‌شود...

 

آقا جان!

دوباره به بن بست رسيدم و...راهي جز درد دل كردن با شما نماند!

آيا هنوز آن هنگامه فرا نرسيده است؟

هنوز اين دنيا لايق حضور و ظهور نشده است؟

پس كي مولا؟

دلم گرفته از اين همه ظلم!

اين همه غربت!

 

آقا جان!

ببين كه جهاني حضورت را فرياد مي زند!

فرياد بي صداي امت جدت را در غزه نمي شنوي ؟

توهم قدرت و اقتدار يزيديان زمان را نمي‌نگري؟

سكوت كوفيان دوران را در غرب و شرق عالم نظاره نمي كني؟

 

 

آقاجان!

 اين روزها عجيب بوي غربت مي‌آيد.

گويي زمان جاهليت دوباره برگشته است با رنگ و لعابي مدرن!

با همان اهانت‌ها...همان...

 

اين روزها  واژه‌هايي مظلوم واقع شده‌اند و مي‌دانم كه آنها نيز شاكي‌اند و دست التماس به سويتان دراز كرده