هوالرحمن
سلام
در پي آغاز سلسله جلسات هفتگي تفسیر قرآن در وبلاگهاي دوستان، توفيق شامل حال شوق پرواز شد تا ميزبان دومين جلسه باشد.
موضوع اين جلسه عبارتست از : بحث و بررسي پيرامون " شايعه و شايعه پراكني"
همان طور كه مي دانيم يكي از مشكلات بزرگ امروز جوامع ، از جمله جامعه ما مسئله شايعه ، شايعه پراكني و توجه به شايعات ِ.
طبق تعريف:
شايعه، ترويجخبري ساختگي است كه ... بر پايه بزرگنمايي، رعبآفريني و يا تحريف استوار است، در بيان چنين خبري، جنبه كمرنگي از حقيقت و يا تفسيري خلاف واقع از خبري صحيح گنجانده شده است، هدف از پخش چنين خبري، تأثير نهادن بر افكار عمومي، ملي، جهاني و يا نوعي دستيابي به اهداف سياسي، نظامي و يا اقتصادي در قلمرو يك كشور يا جهان است.
در قرآن ، آيات متعددي وجود دارد كه به مناسبتهاي مختلف به اين مسئله پرداخته، آن را نكوهش كرده، توصيه كرده، ارعاب و انذار كرده و...كه در ادامه به برخي اشاره مي كنيم:
و اذا جاءَهُم امرٌ من الامن او الخوف اَذاعوا به و لَو ردّوه الى الرسول و الى اولي الامر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم و لولا فضل الله عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الا قليلا
و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع مىسازند; در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان -كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشههاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده كمى، همگى از شيطان پيروى مىكرديد (و گمراه مىشديد(
(آيه 83 سوره مباركه نساء)
... از هر احتمالي روشنتر اين است كه آيه شريفه اشارهاش به داستان بدر صغرا باشد، كه ابو سفيان، نعيم بن مسعود اشجعي را به مدينه فرستاده بود تا با جعل شايعات، ترس و نگراني را در بين مردم مسلمان گسترش دهد و آنان را از شركت در جنگ و رفتن به بدر باز بدارد. بنا بر اين منظور از اتباع شيطان تصديق خبرهائي است كه نعيم در بين مردم اشاعه ميداده و پيروي از او در تخلف از رفتن به بدر است.
منظور از اولي الامر (صاحبان فرمان) در اينجا كساني هستند كه قدرت تشخيص و احاطه كافي به مسائل مختلف دارند، و ميتوانند حقايق را از شايعات بي اساس و مطالب راستين را از نادرست براي مردم روشن سازند، كه در درجه اول پيغمبر (صلياللهعليهوآلهوسلّم) و ائمه اهلبيت (عليهمالسلام) جانشينان او و در درجه بعد دانشمنداني هستند كه در اين گونه مسائل صاحبنظرند.
چنانكه در تفسير نور الثقلين از امام باقر (عليهالسلام) در ذيل اين آيه نقل شده كه فرمود: هم الائمه يعني منظور از اين آيه ائمه اهلبيتند. و به اين مضمون روايات ديگري نيز نقل شده است.
ممكن است به اينگونه روايات ايراد كنند، كه پيامبر (صلياللهعليهوآلهوسلّم) در زمان نزول آيه بوده است، ولي امامان اهلبيت، مخصوصا با منصب امامت، وجود نداشتند، پاسخ اين ايراد روشن است زيرا اين آيه مخصوص به زمان پيامبر (صلياللهعليهوآلهوسلّم) نيست بلكه يك قانون كلي براي تمام قرون و اعصار در برابر شايعاتي كه دشمنان يا مسلمانان نادان در ميان مسلمانان پخش ميكنند بيان ميدارد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد!
(آيه 6 سوره مباركه حجرات)
مفسران درباره (شان نزول) اين آيه گفتهاند كه اين آيه درباره وليد بن عقبه بن ابي معيط است كه از سوي پيامبر مامور جمعآوري ماليات (زكات) از قبيله "بنيمصطلق" گرديد. افراد قبيله وقتي از ورود نماينده پيامبر مطلع شدند، با خوشحالي به استقبال او شتافتند، ولي از آنجا كه ميان آنها و وليد در جاهليت، خصومتشديدي بود و يا بر اثر تصور غلط، كه آنها قصد كشتن او را دارند، از انجام ماموريتخودداري كرده به مدينه بازگشت و به پيامبر گزارش داد كه آنها از آيين اسلام برگشتهاند و از پرداخت زكات خودداري كردند و قصد داشتند خون او را بريزند.پيامبر سختخشمگين شدند و مسلمانان در آستانه اتخاذ تصميمي جدي بودند كه آيه مزبور نازل شد.
اين نكته قابل توجه است كه ساختن خبرهاي دروغين و تكيه بر اخبار غير موثق يكي از حربههاي قديمي نظامهاي جبار و استعماري است كه به وسيله آن جو كاذبي ايجاد كرده، و با فريب و اغفال مردم ناآگاه آنها را گمراه ميسازند، و سرمايههاي آنها را به تاراج ميبرند.
اين نكته نيز قابل توجه است كه مساله مهم وثوق و اعتماد به خود خبر است، منتها گاهي اين وثوق از ناحيه اعتماد به شخص خبر دهنده حاصل ميشود، و گاه از قرائن ديگري از بيرون... بنابراين اين وثوق و اعتماد از هر راهي حاصل شود، خواه از طريق عدالت و تقوا و صداقت گوينده باشد، و يا از قرائن خارجي، براي ما معتبر است، و سيره عقلا كه مورد امضاي شرع اسلام قرار گرفته، نيز بر همين اساس است.
وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً
از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.
(آيه 36 سوره مباركه اسراء)
در تفسير آمده است:
نه در عمل شخصي خود از غير علم پيروي كن، و نه به هنگام قضاوت در باره ديگران، نه شهادت به غير علم بده، و نه به غير علم اعتقاد پيدا كن. و به اين ترتيب، نهي از پيروي از غير علم معني وسيعي دارد كه مسائلي اعتقادي و گفتار و شهادت و قضاوت و عمل را شامل ميشود
روي اين زمينه الگوي شناخت در همه چيز، علم و يقين است، و غير آن خواه ظن و گمان باشد يا حدس و تخمين يا شك و احتمال هيچكدام قابل اعتماد نيست.
در بسياري ديگر از آيات قرآن و روايات اسلامي روي اين موضوع تكيه شده است از جمله:
1 - آياتي كه افراد بي ايمان را نسبت به پيروي از ظن و گمان شديدا مورد نكوهش قرار داده است مانند: و ما يتبع اكثرهم الا ظنا ان الظن لا يغني من الحق شيئا: اكثر آنها در قضاوتهاي خود تنها از ظن و گمان پيروي ميكنند در حالي كه ظن و گمان به هيچوجه انسان را به حق و حقيقت نميرساند (سوره يونس آيه 36).
و ...
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ۞ وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ ۞ يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ۞
به خاطر بياوريد زمانى را كه اين شايعه را از زبان يكديگر مىگرفتيد، و با دهان خود سخنى مىگفتيد كه به آن يقين نداشتيد؛ و آن را كوچك مىپنداشتيد در حالى كه نزد خدا بزرگ است! ۞ چرا هنگامى كه آن را شنيديد نگفتيد: ما حق نداريم كه به اين سخن تكلّم كنيم؛ خداوندا منزّهى تو، اين بهتان بزرگى است؟ ۞ خداوند شما را اندرز مىدهد كه هرگز چنين كارى را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد۞
(آيات 15 تا 17 سوره مباركه نور)
در تفاسير اشاره شده است كه اين آيات و آيات قبل از آن در رابطه با " حديث افك" و تهمت به برخي همسران پيامبر نازل شده است.
همچنين بيان شده است كه:
در واقع اين آيه به سه قسمت از گناهان بزرگ آنها در اين رابطه اشاره ميكند: نخست به استقبال اين شايعه رفتن و از زبان يكديگر گرفتن (پذيرش شايعه).
دوم منتشر ساختن شايعهاي را كه هيچگونه علم و يقين به آن نداشتند و بازگو كردن آن براي ديگران (نشر شايعه بدون هيچگونه تحقيق).
سوم آن را عملي ساده و كوچك شمردن در حالي كه نه تنها با حيثيت دو فرد مسلمان ارتباط داشت، بلكه با حيثيت و آبروي جامعه اسلامي گره خورده بود (كوچك شمردن شايعه، و به عنوان يك وسيله سرگرمي از آن استفاده كردن).
***
حجت الاسلام قرائتي در همين رابطه و در جلسات درس هايي از قرآن مطالبي رو عنوان كردند كه قابل توجه هستند از جمله:
قرآن مىگويد:ان جاءكم فاسق بنبأٍ فَتَبَيّنوا.
...آقا من ديشب توى اينترنت،... بابا اينترنت يعنى ديوار خيابان، هر كسى مىتواند بگويد زنده باد يا مرده باد، مگر اگر شما توى اينترنت ديدى حق است؟... يك كيلو ذغال بده به يه كسى، بگو بنويس مرگ بر ...، آن هم مىنويسد مرگ بر ...، يك كيلو ذغال مىخواهد و يك آدم گُشنه، يك كيلو ذغال، اينترنت چيزى نيست كه، خودِ وسيله تكنولوژى است، من ديشب توى اينترنت ديدم، ديده باشى.
...الان مراجع ما سايت دارند، يعنى مثل ديوار مىماند. ديوار را هم مىشود زنده باد، هم مرده باد، مثل كاغذ است، اينكه توى اينترنت ديدم مثل اينكه، راحت مىشود آبروى همديگر را بُرد، بسيارى از افراد فاسد سايت دارند و هر چى هم مىخواهند بگويند، اصلاً جُك درست مىكنند و مقدّسات را مسخره مىكنند...
حديث داريم:
كفى بالمرء كذبا در دروغ گويى مرد همين بس ان يحدث بكل مالسمعه هر چى شنيد نقل مىكند. هر چى شنيديم بايد تحقيق كنيم به خصوص آدمهاى تحصيل كرده، هرچى شنيديد تحقيق كنيد...
اميرالمؤمنين (عليه السلام) مىفرمايد، باطل اين است كه مىگويى شنيدم. الباطل ان تقول سمعت
و الحق ان تقول رأيت باطل اين است كه بگويى شنيدم و حق اين است كه بگويى ديدم.
خيلى راحت ما آبروى افراد را مىريزيم، اگر از من بپرسند توى جمهورى اسلامى مشكلترين مسئله چيه؟ مىگويم، اينكه هيچى ارزانتر از آبروى مسلمان نيست. به راحتى آبروى هم را مىريزند.
...بسم اللّه الرحمن الرحيم: بايد تحقيق كرد. نه نوشتن و نه...، دليل بر اين است كه حق است. آيا خواهد شد كه زمانى مردم ما حق گرا باشند. خدا رحمت كند مرحوم شهيد بهشتى را چنان شايع كردند كه ايشان در تهران يك خانه دارد كه ماشينهاى هيجده چرخ برنج رفت توى سردابش تاب خورد، برنج خالى كرد. اصلاً يك نفر نيست كه بگويد توى تهران سردابى كه تويش هيجده چرخ دور بزند، حالا اين همه برنج مىخواهد چه كند؟...
و در پايان كلام و توصيه اي از شهيد مظلوم دكتر بهشتي:
...من فكر مي كنم جامعه ما بايد براي نه تنها مبارزه با هجوم نظامي دشمن، خودش را بسيج كند و ارتش بيست ميليوني به وجود بياورد، بلكه بايد براي مقابله با هجوم رواني دشمن، خودش را بسيج كند و يك نوع مصونيت اخلاقي و اجتماعي و سطح بالاي آگاهي را به وجود بياورد و خودش را موظف بداند كه درباره شايعهها برود، بپرسد و تحقيق كند و بعد نتيجه تحقيق را منتشر كند...
در پناه قرآن
موفق باشيد و باشيم
منابع:
تفسير نور
تفسير الميزان
سيره امام حسن مجتبي (ع) از مباحث درسهايي از قرآن حجت الاسلام قرائتي(+)
جنگ رواني از منظر قرآن و سيره نبوي حسن فراهاني (+)
جفاي دوستان (بهشتي زير آوار اتهام ها) اكبر مظفري
پ.ن . آيه 83 سوره نساء با تذكر جناب الف.ميم به مجموعه آيات اضافه شد. انشالله مورد استفاده قرار بگيره!


